عاشق کیر


Thursday, January 06, 2005



اتوبوس


نوشته حاضر را یکی از دوستان ارسال کرده بدون توضیح اضافه.

این خاطره مربوط به اولین و آخرین باری بود که من واقعا کون دادم.

تو دوره راهنمایی من هم مثل خیلی از پسر بچه های هم سن سال که تازه وارد دوران بلوغ شده بودیم و میل جنسی ما شروع به روشن شدن کرده بود و متاسفانه خانواده ها هم فقط به محدود کردن ما علاقه داشتن به صورت محدود با یکی از بچه های محل با هم ور می رفتیم و با کیر وکون هم بازی می کردیم و برام جالب است که مشابه آقا بابک ( صاحب وبلاگ حاضر ) با وجود این که چند ماهی با هم بودیم عملا فقط به کیر و کون هم بازی می کردیم و یک بار هم نه دوستم تونست کون من بزار نه من کون او تا این که یک روز بابا دوستم ما را در وضعی که نباید گیرآورد و با چند تا پس گردنی و لقد رشته ارتباط ما را از هم وا کرد.
من هم از آن تاریخ به بعد کارم شد خود ارضاء ی و ور رفتن با خودم که آن هم با مکافات زیر و هزار ترس از پدر و مادر انجام می شد. بعد از مدتی به سوراخ کونم علاقه مند شدم و شروع کردم به ور رفتن با اونو در مدت زمان کوتاهی خیلی از ابزار و اشیا موجود درخانه که مناسبت و تشابهی با کیر داشت را به خودم فرو کردم.
ولی داستان کون دادن من:
یکی از بعد از ظهر های گرم تابستان سال سوم دبیرستان بود که مثل سایر روزهای اون سال کلاس های تقویتی و کنکور می رفتم قبل از شروع کلاس با یکی از بچه ها دعوام شد و بعد از یک دعوای اساسی از آموزشگاه خارج شدم و آنقدر ناراحت بودم که خواستم برگردم خونم ولی تو مسیر برگشت تصمیمم عوض شد و با خودم گفتم تا شروع کلاس بعدی خودم را تو پارک سرگرم می کنم و کلاس را ازدست نمی دهم.
نزدیکی آموزشگاه یک پارک کوچک وجود داشت که خیلی کم پیش میامد کسی اون جا بره و معمولا ساکت و خلوت بود من هم حوس کردم برم اونجا کمی درس بخونم. همان کنار پارک روی نیمکتی نشستم و کتابم را باز کردم و مشغول خواند آن شدم ولی از آنجا که عادت به مطالعه در پارک نداشتم کم کم حوسم پرت شد و بیشتر به اطراف نگاه می کردم پارک خلوت بود عملا به جز من چند نفری بیشتر اون دور و ورا نبود یکی از کسانی که اون جا بود پسر چهار شانه و گردن کلفتی بود که ظاهرا شاگرد راننده یک اتوبوس بود و مشغول تمییز کردن آن بود. شانه ها و سینه پهن و زیبای داشت و هیکل ورزش کاری خوبی داشت. بیشتر به او دقت کردم و روی جز به جزء اندامش متمرکز شدم بازو ها قوی ران های بزرگ و یک مرتبه متوجه کیرش شدم که با هر خم و راست شدن بدنش از زیر شلوارش به راحتی قابل تشخیص بود. معلوم بود که کیرش هم مانند سایر اندامش قوی و زیباست. کم کم حشری شدم و آنقدر به یارو ذل زدم که طرف هم متوجه نگاه های من شد و چند باری زیر چشمی ما را نگاه کرد و معلوم بود متوجه حالت من شده است ولی هنوز مطمئن نیست. دست از کار کشد و او هم به من ذل زد بعد هم اطراف را نگاه کرد و وقتی متوجه شد که کسی ما رانگاه نمی کنه با دست کیرش را مالید وقتی دید که من هیچ عکس العملی نشان نمی دهم در همان حالی که اطراف را می پاید به طرف من آمد و وقتی به یک متری من رسید دوباره کیرش را از روی شلوارگرفت و گفت می خوایش؟ من هم واقعا نمی دونم چه شد که گفتم آره.گفت پس پاشو بیا گفتم کجا ؟ گفت تو اتوبوس دیگه همان طور بهت زده ایستاده بودم که دوباره گفت البته اگه می خوای اول برو اونجا و با دست دست شویی پارک را نشان داد گفتم اونجا ؟ گفت نه بابا برو خودت را تمییز کن مثل مسخ شده ها راه افتادم رفتم دستشویی و کارم را کردم و چند دقیقه بعد برگشتم دیدم تو این مدت او هم وسایل اتوبوس را که کنار آن ولو بود را جمع کرده بود و منتظر من بود بدون یک کلمه راه افتادم به طرفش. او هم معلوم بود که مضطرب است و مرتب اطراف را نگاه می کرد توی یک فرصت مناسب منو فرستاد بالا و خودش اومد تو اتوبوس. تمام پرده های افتاده بود و حتی پرده نور گیر شیشه جلوی اتوبوس هم پایین کشیده شده بود و بجز مقدار کمی از شیشه جلو سایر پنجره ها پوشیده شده بود. هوای داخل اتوبوس به شدت گرم و دم کرده بود و خیلی زود خیس عرق شده بودیم سریع خودمان را به صندلی های عقب رساندم و روی یکی از صندلی ها نشست و سریع زیپ شلوارش را پایین کشید و کیرش که حسابی راست شده بود را با زحمت از داخل شلوارش در آورد. کیرش مثل ستون بود کلفت و بلند از شدت راست شدن حسابی قرمز شده بود دستم را به طرف خودش کشید و با کمی خشونت گفت ساک بزن. اصلا باورم نمی شد کیرش تا ته تو دهنم بود شروع کردم به لیسیدن و مک زدن کیرش بعد از مدتی اول دکمه شلوارش را باز کرد و بعد هم شلوارش را تا روی زانو پایین آورد. حشری شدن و کمی هم احساس امنیت در آن شرایط باعث شد که اصلا بی خیال شلوار شود و کامل آن را از پایش در آورد. حسابی حشری شده بود و عملا کیرش را تا ته تو حلق من فرو می کرد دیگه کم کم داشتم اذیت می شدم ولی انگار او توجهی به این مسئله نداشت و اصلا برایش اهمیت هم نداشت یک مرتبه ایستاد و گفت شلوارت را دربیار کمی ترسیده بودم و گفتم با ساک برات تمومش می کنه که با حالت عصبانیت گفت میگم شلوارت را دربیار از ترس حرفش را گوش دادم و شلوارم را درآوردم منو چرخون و با شکم انداخت روی دست یکی از صندلی ها و خودش پشت سرم ایستاد تقریبا با خشونت منو وادار کرد که پا هام را از هم باز کنم و کونم را قمبل کنم. با وجود این که تو دستشویی خودم را باز کرده بودم ولی در آن شرایط دوباره سوراخم بسته شده بود گرمی اب دهنش را جلوی سوراخم حس کردم با انگشت شروع به ور رفتن با سوراخ کونم کرد اول یک انگشت و بعد انگشت دوم و سوم را تو کونم کرد البته نه چندان آرام و بعدش داغی کیرش را جلوی سوراخم حس کردم. راستش را بخواهید بیشتر از آن حالت وحشت داشتم تا لذت خیلی با خشوت من را جا به جا می کرد و کیرش را در جای مناسب قرار می داد. شروع به زور زدن کرد از درد به خودم می پیچیدم ولی انگار نه انگار حالش نبود و همان طور زور می زد. انگار از تو رفتن کیرش نا امید شده بود دوباره شروع کرد به تف مالی و فرو کردن انگشت به سوراخم. انگار متوجه شده به با زور به تنهایی نمی تونه منو بکنه مدت نسبتا طولانی با سوراخم ور می رفت کم کم داشت لذت بخش می شد حسابی سوراخم باز شده بود بلند شد و دوباره کیرش را جلوی سوراخم قرار داد البته این بار زیاد با خشونت عمل نمی کرد انگار می دونست این کاره نیستم و اگر هول بازی در بیاره می ترسم و کاری از پیش نخواهد برد. شروع کرد به زور زدن. کیرش کمی تو کونم فرو رفت ولی دوباره درد شروع شد آنقدردرد زیاد شد که دیگه برام قابل تحمل نبود و صدام در آمد کمی وایساد و گفت داد نزن آبرومون میره کمی صبر می کنم دوباره می کنم تو. ولی آنقدر درد داشتم که کم مانده بود بیفتم گریه. کیرش را در آورد و دوباره شروع به تف مالی کردن کونم و فرو کردن انگشتاش کرد بعد از شاید یکی دو دقیقه باز آرام شدم و پا شد و کیرش را گذاشت پشتم و دوباره به آرامی شروع به زور زدن کرد ولی این بار همین که کمی کیرش تو می رفت آن را در می آورد و تف به آن می زد و از اول فرو می کرد شاید بیش از ده دقیقه به همین روش گذشت کم کم داشت خوشم می آمد که گفت این طور نمی شه باید کمی تحمل کنی همین که تو بره جا باز می کنه. از ترس کم مانده بود سکته کنم با دست جلوی دهنم را گرفت و با تمام قدرت کیرش را فرو کرد تو کونم از درد داشتم منفجر می شد و هیچ غلطی نمی تونستم بکنم ورود کیرش را تو کونم حس می کردم خیلی کلفت بود و تازه متوجه شدم که تا آن لحظه عملا چیزی تو کونم نرفته بود. دیگه زور نمی زد کیرش تا ته تو کونم بود درد همچنان آزار دهنده بود ولی او هم تکانی نمی خورد نمی دونم چقدر در همان وضع باقی ماندیم ولی کم کم درد کم و قابل تحمل شد و او هم خیلی آرام کیرش را کمی تکان داد درد دوباره زیاد شد ولی نه مانند قبل آرام آرام دستش را از روی دهنم برداشت و شروع به شاک زدن کرد کم کم کونم سر شده بود و احساس درد زیادی نمی کردم ولی خوب البته احساس لذت هم نمی کردم ولی معلوم بود که او از لذت داره می میره کم کم سرعت تکان هاش زیاد تر شد و خیلی زود به مرحله ارضاء رسید و با آون همه تقلایی که برای وارد کردن کیرش کشیده بود جور نمی آمد کیرش را در آورد و آبش را ریخت روی باسنم و بی حال افتاد روی صندلی کناری خواستم پاشم و لباسم را بپوشم و در برم گفت بشین کجا؟ تازه باز شده باید یک بار دیگه هم بکونمت. گفتم بی خیال شو تا تو دوباره راست کنی دوباره بسته شده و تازه کونم هم حسابی می سوزه حالا یک روز دیگه. گفت یه روز دیگه کجا بود! ما امشب از این شهر می ریم و معلوم نیست کی بر گردیم بی خود مسخره بازی در نیار. خلاصه گوشش بدهکار نبود و مرا وارد کرد که کیرش را ساک بزنم با کمی تقلا دوباره کیرش راست شد ولی نه مثل دفعه قبل و دوباره مرا بر گردانند و سوراخم را تف مالی کرد و شروع کرد با انگشت به من فرو کردن و کمی بعد پا شد و کیرش را گذاشت در سوراخم ولی این بار انگار مشکلی پیش آمده بود و همین که زیاد زور می زد کیرش خم می شد و تو نمی رفت برگشتم به کیرش نگاه کردم بیشتر باد کرده بود تا راست شده باشد خوب طبیعی هم بود به این سرعت پس از ارضاء مشکله کیر راست بشه و راست بمونه ولی این حالت برای من با حال بود بیشتر با سوراخم ور می رفت و لذت بخش بود بدون آن که درد داشته باشه. یک مرتبه در اتوبوس باز شدو دوتا آدم وارد شدن هر دو از وحشت کم مانده بود قالب تهی کنیم راننده وکمک راننده اتوبوس بودند هر دو قول تشن و حدودا 40 ساله نمی دونستم چه کنم یکی به اون یکی گفت به به بیبن تا ما رفتیم راهنمایی رانندگی آقا سیا چه کرده اون پسره که منو کرده بود و حالا فهمیدم اسمش سیا ست بدون حتی یک کلمه آرام آرام به عقب رفت و شلوارش را از روی صندلی بر داشت کیرش حسابی خوابیده بود. بر گشتم به سمت شلوار خودم که دیدم یکی از راننده ها داره کمر بندش را باز می کنه و گفت آقا منصور می کنی یا بکنم گفت مشلوغ شو مرد گنده شلوارش را در آورد و کیرش که برای خودش هیبتی بود تو دستش گرفت و شروع کرد با آن به بازی کردن دستم را گرفت و چرخاند و روی دست صندلی انداخت کیرش را گذاشت پشتم و فشار داد چند لحظه بعد تا ته تو کونم بود بر خلاف سیا زیاد تند تند تکان نمی داد و هر از گاهی آن را در می آورد و آن را با آب دهن خیس می کرد و می کرد تو کونم خیلی راحت و بی خیال هم با دوستش – آقا منصور حرف می زد – به ردیف جلوی نگاه کردم باورم نمی شد آقا منصور داشت کون سیا می ذاشت صورت سیا که از بین فاصله ما بین صندلی ها معلوم بود خیلی برام جالب بود دهنش نیمه باز بود و پیشانیش خیس عرق بود و معلوم نبود ناراحت است یا لذت می بره اونی که داشت منو می کرد کیرش را در آورد و جاش را با آقا منصور عوض کرد آقا منصور هم به سبک دوستش خیلی آروم و با تانی شاک می زد و راستش را بخواهید احساس لذت هم می کردم کمی بعد دوباره جاشان را با هم عوض کردن و این بار محکم تر تکان زدند و ارضاء شدند موقع رفتن هم آقا منصور مقداری پول به من داد و گفت تا چند چهار روز دیگه میان این جا اگه دوست داشتی به ما سر بزن. هر چند بعد از آون ماجرا نه جرات داشتم به به پارک نزدیک بشم و نه دیگه هوس کون دادن کردم .

posted by bachehkoni @ 8:30 PM

0 Comments:

Post a Comment

<< Home



نوشته های قبلی

بایگانی