عاشق کیر


Thursday, January 27, 2005



ماموریت – قسمت دوم


با وجود این که معلوم بود من به آن شرایط راضی هسنم ولی عبدالله هیچ عجله ای نداشت و پیدا بود که اهل حاله و می خواد از اون شرایط حداکثر استفاده و لذت را ببره. و همان طور با ران هایم و کونم بازی می کرد و بدنم را ماساژ می داد. آن شرایط خیلی لذت بخش بود و دوست داشتم تا ابد ادامه داشته باشد. یک مرتبه گرمی کیرش را روی رانم حس کردم معلوم بود که لباسش را بالا زده بود و کیرش را به رانم چسبانده بود. شروع به مالیدن کمر و پهلو هایم کرد و آرام آرام شلوارک و شرتم را پایین کشید. انقدر آن را پایین کشید که دیگر بدون جابجا شدن من امکان در آوردن آن نبود. همین که کمی جابجا شدم شوارک و شرتم را تا روز زانو پایین آورد و با فشار دستش به من حالی کرد که دوباره دراز بکشم و بعد کیرش را بین دو کپلم قرار داد و روی من دراز کشید و آرام شروع به مالیدن کیرش بین کپل هایم کرد و با دست بازو و شانه های من را می مالید وشروع به بوسیدن من کرد البته خیلی آرام و ملایم که بیشتر شبیه لمس صورت با لب بود. با وجود این که من قبلا چندین بار رابطه جنسی با همجنس داشته بودم و حتی چندباری هم سعی کرده بودیم همدیگر را بوسیم و چندان لذت نبرده بودیم اون بار از انجام آن توسط عبدالله واقعا لذت بردم.
دیگه تا مرحله بی هوشی رفته بودم که عبدالله از روی من پاشد و من را برگرداند و کیرش را بدون روپوش و حفاظی دیدم. نه تنها بزرگ و قرص و محکم بود خیلی هم خوش تراش و قشنگ بود. سر کیرش بزرگ و رنگ قرمز خوش رنگی داشت . به زیبای ختنه شده بود و تقریبا هیچ اثر جراحی و گوشت اضافه ای نداشت و انگار از روز اول همین شکلی خلق شده بود . رگ زیر کیرش برآمده و خوش فرم بود و چند تا رگ خونی روی کیرش به راحتی دیده می شد. معلوم بود تازه اصلاح کرده بود – شاید هم همین امشب – کامل صاف و بدون مو بود. حتی روی تخم هایش هم موی دیده نمی شد. دو تا تخم بزرگ که به دلیل گرمی بین ران ها و باسن من قرمز و آویزان شده بودند. دیگر تحمل نگاه کردنش را نداشتم خم شدم به سمت عبدالله و کیرش را تو دستام گرفتم داغی کیرش تو دستام حشریم می کرد. شروع به مالیدن کیرش کردم و آرام دستم را روی آن بالا و پایین می بردم. ضربان نبض و انقباض های که در اثر تحریک به او دست می داد را حس می کردم.
با عجله لباسش را کامل از تنش در آورد و شلوارک و شرت منو که هنوز روی زانویم بود از پام در آورد و خودم هم تی شرتم را در آوردم.
به سمت بالا تخت رفت و پشتش را تکیه داد به پشتی تخت و پاهایش را از هم باز کرد و دست مرا گرفت که صد البته نیازی هم نبود چون که خودم بیشتر از او به خوردن کیرش علاقه داشتم دوباره کیرش را تو دستام گرفتم و شروع به مالیدن آن کردم چند باری دهنم را تا نزدیکی کیرش جلو بردم و دوباره عقب کشیدم. یکی از کسایی که باهاش رابطه داشتم از این روش استفاده می کرد و الحق با این کارش آدم را حشری تر می کرد. من هم از اون روش استفاده کردم و دیدم که اگر چند بار دیگه این کار را بکنم عبدالله کنترل خودش را از دست خواهد داد و زورکی هم شده منو می کنه.کیرش به دهن گرفتم. محشر بود و نمی توانم با کلمات حالتش را توصیف کنم. داغ ، بزرگ و محکم و در عین محکمی تا حدی انعطاف پذیر و نرم. حالتی که مشابهش را در هیچ قسمت دیگر بدن نمی توان یافت.شروع به لیسیدن و مک زدن کیرش کردم و او با سر و گردن من شروع به ور رفتن کرد. هر چند حرکت یک بار نحوی خوردن کیرش را عوض می کردم و اجازه نمی دادم که نه ارضاع بشه و نه حرکت برایش یکنواخت شه .یک بار قسمت پایین کیرش را لیس می زدم یک بار سر کیرش را یک بار سرکیرش را تو دهنم جا می دادم و آرام مک می زدم و یک با تا جای که امکان داشت کیرش را وارد دهنم می کردم یک بار تند تند کیرش را وارد دهنم می کردم و خارج می کردم یک بار خابه هایش را می خوردم و با آرامی مک می زدم ( می دونستم که با کوچک ترین حرکت سریع و در آور امکان دارد تمام تحریک و لذتش خراب شود. ) خلاصه پس از 7-8 دقیقه وقتی بالا را نگاه کردم دیدم از هم وارفته و بی حال منو نگاه می کنه و دیگه انقدر حس نداشت که حتی دستش را تکان بدهد.
گفتم چند دقیقه صبر کن تا من برم کونم را تمییز کنم.موقع تمییز کردن خودم هم تا آنجا که جا داشت خودم را با انگشت باز کردم و خیلی سریع برگشتم.
کمی جمع و جور شده بود و وقتی به طرفش رفتم خواست بلند شه که گفتم لازم نیست روی تخت راحت دراز بکش.بغل دستش روی تخت نشستم و گفت تو دراز بکش گفتم عجله نکن اول بره تو بعد.
گفت نترس یک جوری بکنمش تو که خودت هم نفهمی و من هم رفتم روی تخت دراز کشیدم ولی دیدم از من می خواد که پاهام را خم کنم و کونم را قنبل کنم گفتم اول کمی باهاش بازی کن واشه بعد بکن توش. گفت عجله نکن خوشت می آید.
من هم به ناچار همان طور که خواسته بود به حالت سجده روی تخت نشستم . شروع کرد به ور رفتن با کپل هام و کمی بعد با شست هایش شروع کرد به مالیدن سوراخ کونم. هر از گاهی هم کمی آن ها را با آب دهن خیس می کرد. خیلی آرام و بی عجله این کار را می کرد و فقط در سوراخ را می مالید و عجله ای برای وارد کردن انگشتش به سوراخم نداشت یک مرتبه دست از اون کار کشید. زبانش را روی پوشت مقعدم حس کردم. گرم و نرم و لزج بود تا اون موقع تجربه این کار رانداشتم به آرامی زبانش را روی سوراخم می مالید.مقعدم حسابی شل شده بود ولی هنوز هم هیج عجله ای نداشت که یک مرتبه با قدرت زبانش را وارد آن کرد البته هم کونم آن قدر شل بود که با این چیز های دردم بگیره و نه اصلا زبان با آن بافت نرم و لطیف می تونه درد آور باشه.از لذت داشتم هار می شدم حیف زبان به اندازه کافی دراز و کلفت نیست والا رقیب سرسختی برای کیر است.
با زبان همان طور من را تحریک می کردو زبانش را تو سوراخم می چرخاند بعد روش ش را عوض کرد و زبانش را کامل در می آورد انگشتش را تو کونم می کرد و دوباره زبانش را تا آنجا که امکان داشت به من فرو می کرد.
نمی دانم چقدر آن شرایط ولی وقتی عبدالله پاشد و کیرش را در کونم گذاشت و آن را به آرامی فشار داد تقریبا بدون هیچ دردی کیرش تا ته تو کونم رفت .

ادامه دارد

posted by bachehkoni @ 1:16 PM

7 Comments:

At December 4, 2005 at 12:01 AM, Blogger مهدی said...

می خونم

 
At December 4, 2005 at 6:41 AM, Blogger Renegade said...

منم خوندم :))

 
At December 31, 2005 at 7:44 AM, Blogger johneygonzo5492 said...

I read over your blog, and i found it inquisitive, you may find My Blog interesting. My blog is just about my day to day life, as a park ranger. So please Click Here To Read My Blog

 
At January 21, 2006 at 7:38 PM, Blogger mikeflynn7895 said...

I read over your blog, and i found it inquisitive, you may find My Blog interesting. So please Click Here To Read My Blog

http://pennystockinvestment.blogspot.com

 
At May 6, 2006 at 3:12 AM, Blogger dwainbrinick6981280718 said...

Get any Desired College Degree, In less then 2 weeks.

Call this number now 24 hours a day 7 days a week (413) 208-3069

Get these Degrees NOW!!!

"BA", "BSc", "MA", "MSc", "MBA", "PHD",

Get everything within 2 weeks.
100% verifiable, this is a real deal

Act now you owe it to your future.

(413) 208-3069 call now 24 hours a day, 7 days a week.

 
At September 23, 2011 at 9:19 AM, Blogger حمید said...

قلم تون قوی و نوشته هاتون به نظرم صادقانه و جالبه. چطور ممکنه یه آدم دوجنسگرا این قدر از دادن لذت ببره؟ می شه باز هم بنویسید؟

 
At September 23, 2011 at 9:20 AM, Blogger حمید said...

نثرتون جالبه.
چطور می شه یه آدم دوجنسگرا این قدر میل به دادن داشته باشه؟
ای کاش باز هم می نوشتید

 

Post a Comment

<< Home



نوشته های قبلی

بایگانی